تبليغاتX
عاشق خجالتی

عاشق خجالتی

چیزی شبیه معجزه با عشق ممکن میشود!

تعطیله!

تا اطلاع ثانوی عاشقی تعطیله دیگه!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 18:6  توسط عسل  | 

دوستت دارم!!!

دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا مي كنم.
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود
.
اگر كسي تو را آن طور كه مي خواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد
.
دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند
.
بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد
.
هرگز لبخند را ترك نكن ‚ حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود
.
تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي
.
هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران
.
شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را ، به اين ترتيب. وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي
.
به چيزي كه گذشت غم مخور ، به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن
.
هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند ، با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده ، دوباره اعتماد نكني
.
خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از آنكه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد
.
زياده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري

                                           عیدتون مبارک

                         شاد باشید و همیشه عاشق

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 10:20  توسط عسل  | 

وقتی شوهر آدم برنامه نویس باشه!

شوهر: سلام،من Log in کردم.
زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خريدی؟
شوهر: Bad command or File name.


زن: ولی من صبح بهت تاکيد کرده بودم!
شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel.


زن: خوب حقوقتو چيکار کردی؟
شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time.


زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.
شوهر: Sharing Violation, Access Denied.


زن: می دونی، ازدواج با تو واقعا يک تصميم اشتباه بود.
شوهر: Data Type Mismatch.


زن: تو يک موجود بدرد نخور هستی.
شوهر: By Default.


زن: پس حداقل بيا بريم بيرون يه چيزی بخوريم.
شوهر: Hard Disk Full.


زن: ببينم ميتونی بگی نقش من تو زندگی تو چيه؟
شوهر: Unknown Virus Detected.


زن: خب مادرم چی؟
شوهر: Unrecoverable Error.


زن: و رابطه تو با رئيست؟
شوهر: The only User with Write Permission.


زن: تو اصلا منو بيشتر دوست داری يا کامپيوترتو؟
شوهر: Too Many Parameters.


زن: خوب پس منم ميرم خونه بابام.
شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed.


زن: خوب گوشاتو بازکن، من ديگه بر نميگردم!
شوهر: Close all Programs and Logout for another User.


زن: می دونی، صحبت کردن باتو فايده نداره، من رفتم.
شوهر: Its now Safe to Turn off your Computer
                                                                

 


 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 11:29  توسط عسل  | 

کاش میشد!

دیشب خوابتو دیدم

عین قدیما مهربون بودی

منو که دیدی خندیدی و اومدی طرفم

یه شاخه گلم دستت بود

آره " درست عین همون وقتا که برای دیدنم لحظه شماری میکردی

چه خواب خوبی بود

میدونستم که دارم خواب میبینم

اما دلم نمیخواست هیچ وقت ازش بیدار بشم

ساعت زنگ زد

از خواب پریدم

بوی عطرت فضای اتاق رو پر کرده بود

کاش میشد یه روز دوباره دلت با من مهربون میشد!

کاش میشد...

                              

+ نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1384ساعت 18:45  توسط عسل  | 

هیییییییییس !بیدار میشه

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 20:6  توسط عسل  | 

                                        رد پا

تصوري داشتم ميکردم که در کنار ساحل با خدا قدم مي زنم

در ميان آسمان تصويري از زندگيم جلوه گر شد

در هر قسمت دو جاي پا بر روي شن ها ديدم

يکي متعلق به من و ديگري به خدا

وقتي آخرين صحنه زندگيم نمايان شد

بازگشتم و به جاي پاي روي شن ها نگريستم

ديدم که چندين زمان در طول زندگانيم يک جاي پا بيشتر نيست

همچنين دريافتم که اين در سخت ترين و غمناك ترين لحظات زندگيم اتفاق افتاده است

اين موضوع مرا براستي ميرنجاند پس براي رفع ابهامم از خدا سوال کردم.

خداوندا فرمودي که اگر به تو ايمان بياورم، هيچ گاه مرا تنها نخواهي گذاشت

اما ديدم که در سخت ترين لحظات زندگيم فقط يک جاي پا بيشتر نيست

نميدانم چرا در زماني که بيشترين نياز را به تو داشتم، تنهايم گذاشتي

  خدا فرمود: فرزند عزيزم

تو را دوست دارم و هرگز تنهايت نمي گذارم

اگر در مواقع سختي و رنج فقط يک جاي پا مي بيني

در آن لحظات تو را بدوش کشيدم.

                                                شاد باشید و همیشه عاشق!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 12:50  توسط عسل  | 

وقتی که عاشقم شدی!

 وقتي كه عاشقم شدي پاييز بود و خنك بود
 تو آسمون آرزوت هزارتا بادبادك بود


 تنگ بلوري دلت درست مث دل من
 كلي لبش پريده بود همش پر ترك بود


 وقتي كه عاشقم شدي چيزي ازم نخواستي
 توقعت فقط يه كم نوازش و كمك بود 


 چه روزا كه با هم ديگه مسابقه مي ذاشتيم
 كه رو گل كدوممون قايق شاپرك بود ؟


 تقويم كه از روزا گذشت دلم يه جوري لرزيد
 راستش دلم خونه ي ترديد و هراس و شك بود


 ديگه نه از تو خبري بود ،‌ نه از آرزوهات 
 قحطي مژده و روزاي خوش و قاصدك بود


 يادم مياد روزي رو كه هوا گرفته بود و
 اشكاي سرخ آسمون آروم و نم نمك بود


تو در جواب پرسشم فقط همينو گفتي
 عاشقيمون يه بازي شايد ،‌ يه الك دولك بود


نه باورم نمي شه كه تو اينو گفته باشي
 كسي كه تا ديروز برام تو كل دنيا تك بود


 قصه ي با تو بودن و مي شه فقط يه جور گفت
 كسي كه رو زخماي قلب من مث نمك بود

                                                      شاد باشید و همیشه عاشق!

                                                                                                                

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 13:35  توسط عسل  | 

ولنتاینتون از همین حالا مبارک!!!

     بجنبین تا دیر نشده!!!

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 12:13  توسط عسل  | 

من دیوونه رو باش!!!

من ديوونه رو باش كه نفهميدم تو بي رحمي
 تمام مشكلم اينه كه حرفامو نمي فهمي
 منو باش كه نفهميدم تو بي ذوقي بي احساسي
 دروغ بود اينكه مي گفتي تو هم محو گل ياسي
 من ديوونه رو باش كه شكستم با شكست تو
 تو چه مردابي افتادم يه عمره با دو دست تو   


 من ديوونه رو باش واسه تو گريه مي كردم
 تو رو باش كه نفهميدي تو شعرم گم شده دردم
من ديوونه رو باش كه به پاي چشم تو سوختم
 ولي بعد يه كم بازي تو با من بد شدي كم كم
من ديوونه رو باش كه واسه عهدت قسم خوردم
باهات موندم ، باهات ساختم ، واست سوختم ،‌واست مردم 


 من ديوونه رو باش كه به اخماي تو خنديدم
 همش يك گل تو باغچم بود اونم آخر واست چيدم
 من ديوونه رو باش كه به خوبيم عادتت دادم
 شكستي قلبمو اما نديدي رنگ فريادم
 من ديوونه رو باش كه واست روزامو سوزوندم
 خوشي رو تو خودم كشتم ، ولي با چشم تو موندم


 من ديوونه رو باش كه كشيدم ناز چشماتو
چه قد تلخه بدون تو ، چه قدر سخته برام با تو
من ديوونه رو باش كه خيال كردم تو مجنوني
تو حتي اسم مجنونم ، نه آوردي ،‌ نه مي دوني
 من ديوونه رو باش كه قد دنيا دوست دارم
 نه اما من دوست داشتم حالا كه از تو بيزارم
من ديوونه رو باش كه واست خوندم چه قد ساده
تو حرف عاشقونم رو شنيدي ، حاضر آماده


 من ديوونه رو باش كه نشستم منتظر ،‌رسوا
 زدي تو زير قولاتو ، گذاشتي باز منو تنها
 منو باش كه نفهميدم منو ديگه نمي خواستي
 چه قدر ديوونه اي راستي ،‌چه قد ديوونه ام راستي
 منو باش كه با يه آهنگ مي خواستم مهربونتر شم
 زدي تير و توي ذوقم نداشتي حوصله بازم


من ديوونه رو باش كه تو رو عاشق حساب كردم
 چه قدر ديوونه تر چون باز ، تو رو اينجا خطاب كردم
 من ديوونه رو باش كه ،‌درسته خيلي ديوونم
جهنم مي رم اما نه ، كنار تو نمي مونم
 اينم يه نامه ي ابري ، به امضاي يه ديوونه
 فقط بيچاره اون كس كه ، يه عمر با تو مي مونه

                                               شاد باشید و همیشه عاشق!!! 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 11:27  توسط عسل  | 

دوستم داره؟؟؟

هر وقت خواستی بدونی کسی دوستت داره تو چشماش زل بزن تا عشق رو تو چشماش ببینی

اگه نگات کرد عاشقته!

اگه خجالت کشید برات میمیره!

اگه سرش رو انداخت پایین و یک لحظه رفت تو فکر بدون که بدون تو میمیره!

و اگه سرش رو انداخت پایین و خندید و حرف رو عوض کرد بدون

                      اصلا دوستت نداره!!!   

     عیدتون مبارک!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1384ساعت 13:38  توسط عسل  |